قرار ...
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد. الهی که همیشه ی خدا در سلامتی کامل به سر ببرین. چشمتون روز بد نبینه که بین من و سلامتی یه چند روزیه که فاصله افتاده. درست از چهارشنبه اون هفته . گاهی پیش میاد که یه اتفاق غیر منتظره تمام برنامه ها و نقشه هاتو بهم می ریزه ... این سرما خوردگیه بی موقع هم تمام برنامه های منو تحت الشعاع خودش قرار داد ... برای ۸/۸/۸۸ کلی برنامه داشتم ... هزار و یک جور نقشه کشیده بودم به قول خودمون کنداکتور کارامو درست و درمون بسته بودم که نشد اونجور که دلم می خواست پیش بره ... اینجوریه دیگه .... همیشه یکی هست که آهسته و مهربانانه کنار گوشمون زمزمه کنه اونطور که من بخوام و صلاح بدونم رقم می زنم نه اونطور که تو می خوای و خیال می کنی... با همه اینها خوشیم به اینکه هست... که هوامونو داره ... که بهترینها رو واسمون می خواد. صد بار به خودم نهیب می زنم که تا فردا نیومده غمش رو نخور اما باز به گوش دلم نمی ره که نمی ره. نه حالاها ... نه ... از وقتی یادم میاد اینطوری بودم . دلشوره آینده و اینکه: کارم چی می شه ... درسم چی می شه ... زندگیم چی می شه ... عشقم چی می شه ... دوستام چی می شن .... باهام بوده . ای وای از این فردا و فردا ها که معلوم نیست دیدارش قسمتم باشه یا نه. -این بیت از خیام رو تقدیم می کنم به خودم و اونا که مثل منن: ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم این یکدم عمر را غنیمت شمریم دوباره دیدار ... دوباره شور شیرین.. دوباره السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا... چشم دوختن به گنبد طلا. دم دمای غروب. صدای نقاره خونه . کبوترا.سقاخونه.پنجره فولاد.گفتن این جمله که دلم می خواد تا اینجام یکی از اونا که دستاشون رو به شبکه های پنجره فولاد گره زدن حاجت روا کنی. تیک تیک ساعت. صدای اذان. صلوات.صلوات.صلوات کسی رو روی دستاشون بلند می کنن. آقا یکی دیگه رو شفا داده. السلام علیک یا قریب الغربا... ای نزدیک همه دورا حاضری پاییز رو تقسیم کنیم ؟...برگهای خشک زیر پا مال من ... بارونهای تند مال تو.... بوی دیوارهای خیس شده مال من ... ناودانهای ترانه خوان مال تو .... آسمون ابری مال من آفتاب پهن شده روی زمین مال تو.... حاضری پاییز رو تقسیم کنیم... این روزها شهریور زیبا با تمام جلوه هاش مهمون شهرمونه .... عاشق شبها و روزهای آخر شهریورم. ترانه عاشقی رو خدا انگار تو گوشم زمزمه می کنه... دوستت دارم... دوستت دارم... دوستت دارم... کاش این شهریور آخرین شهریور زندگیمون نباشه. در برابر کسایی که رخوت غرور گریبانشونو گرفته چرا سکوت نمی کنی؟ چرا گذشت رو فراموش کردی؟ بخند و بذار همه چیز سهل و آسون بگذره .... بخند و اجازه بده بزرگی از روحت پر نکشه ... بخند و آروم باش... آروم و صبور باش و مهربون. سلام متولدین شعبان عزیز... افتخار دادین و قدم رو چشم زمینیا گذاشتین. دوستون داریم به جون خودتون. یادمه یه روز استادمون گفت : هنرمند باشید و روش خوب زندگی رو یاد بگیرید ...قیافه های مارو که شکل علامت سئوال شده بود رو نگاه کرد و پای تخته نوشت: زیستن در اندوه به شعف . گج رو گذاشت پای تخته و از کلاس رفت بیرون. یادم باشه به همه آرزوهای سال پیشم دوباره فکر کنم. همه اون آرزوهایی که پارسال بهت گفتم و تو شنیدی ... ... توقعی زیادی نداشتم باور کن فقط می خواستم بشنوی که شنیدی .... امسال حرفهای تازه تری دارم... یک سال صبر کردم و به کسی نگفتم حالا بی قرار رسیدن سپید ترین شب سالم... ۱۳ رجب...
![]()
| Design By : Night Skin |
